زندگی آدم ها مثل دوخط موازی است

شاید مثل خطوط ریل قطار

             که اگر چه تا ابدیت

             به موازات هم پیش می روند

             ولی درنگاه ما در آن دوردست ها

                                        به هم می رسند.

ما این گونه می بینیم و می پنداریم

                                   ولی واقعیت چیز دیگری است.

رسیدن و نرسیدن یک احساس درونی است

        که تقدیر آدم ها برایشان مقدر می سازد

        وشاید آن ها نقش های خود رابازی می کنند

                                  ... مانند همان دو خط موازی!


اینم کار دست بچه هاست  در جشن های خیابانی!!


Image and video hosting by TinyPic

فقط عکس

بعضی سنتها و عقاید با اینکه به نظر سادگی و زودباوری آدمها رو نشون میده درعین حال زیباست.



درنگاه اول باعث تعجب میشه ولی نزدیکتر که میری کلی خاطره و عشق در اون نهفته است.


Image and video hosting by TinyPic


آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي,آپلود موزیک


Image and video hosting by TinyPic

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي,آپلود موزیک

Image and video hosting by TinyPic


آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي,آپلود موزیک


اینم شام امشب که نگید وقت صبحونه تموم شده!!!



آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي,آپلود موزیک


 


به بهانه روز مادر


امروز روز من و همه مادرهاست. برای اولین بار با خودم فکر میکنم چه جور مادری هستم تونستم اونچه که آرزوش رو داشتم واسه فرزندم انجام بدم. 

دوست نداشتم دخترم در مرفه ترین شرایط زندگی کنه, درصورتیکه میلیونها بچه دیگه حتی نان شب ندارند. ولی دوست داشتم دخترم هرگز نگه'' ای کاش بدنیا نیومده بودم''. سعی ام رو هم کردم تا چه حد موفق بودم ,نمیدونم ولی میدونم که اون از من عاقل تره , چون محیطش ایجاب میکنه. ازمن محکمتره چون منطقش بر احساسش غالب تره.حتی بعضی وقتا به من هم دلداری میده و پیش اومده که حتی نقش مادر رو واسه من داشته اون موقعی که احساساتم بهم غلبه کرده و مستاصل شدم 

از شرایطش کاملا راضی نیست از اینکه تک فرزنده بوده, ولی مواقعی  بوده که احساس غرور کرده که پدرو مادرش تمام و کمال فقط برای اون هستن .

دلم میخواد بهش بگم که من بهشت رو زیر پای خودم نمی بینم و همه ی عشقی که به پای او میریزم را برای لذت خودم می ریزم وبالاخره حتما میخوام برای او بگویم که این دنیا بدون عشق نمیارزد حتی اگر من بگویم.







صبح بخیر

بعد از دیدن'' برشی از زندگی دیگران''  که مژگان عزیز زحمت تدارکش رو البته با ایده لیلای خودمان کشید بیشتر با روحیه دوستان آشنا شدیم و بعضی وقتا هم مثل من از اینکه چقدر بی توجه به شهودات عینی هستیم یه صبحونه دور هم مزه میده نه؟  کاش میشد دنیای مجازی رو به حقیقی تبدیل کرد. حتما یه روزی میشه و آدمای اون زمون میگن که واسه ما یه آرزو بوده.....



Image and video hosting by TinyPic


آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي,آپلود موزیک

خنده کن!!

تنها انتقامی که میشه از این دنیا گرفت خندیدن وشادیه. نمیدونم اینو کجا شنیدم ولی واقعا اگه میخواین از این زندگی بگیرین پیش بسوی خنده وشادی!!!!!!!

سوژه خنده هرچی میتونه باشه.



غروب

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي,آپلود موزیک


شازده کوچولو:

 _تو که می دانی.... آدم وقتی زیاد دلش گرفته باشد ,غروب خورشید را دوست می دارد...

_ پس تو آنروز که 43 بار غروب خورشید را تماشا کردی, زیاد دلت گرفته بود؟


پ.ن/ عکس از پشت پنجره اتاق گرفتم یه وقت فکر نکنید عکس دکوری است ها!!!

اینم شاهدش :


آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي,آپلود موزیک


نسل من نسل دلخوشیهای کوچک اما ماندگار

دلخوشیهای من به دعوت از سایت پردیس:


تماشای مرغابی ها و غذا دادن بهشون



Image and video hosting by TinyPic


عکاسی


Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic



قدم زدن کنار ساحل


Image and video hosting by TinyPic


دوره های دوستانه


Image and video hosting by TinyPic


پرسه درشهر


Image and video hosting by TinyPic


................................



تو یه سایتی نوشته:


ورزشی جدید : یک نوع دوندگی خاص همراه با سگ است که در کشور آلمان محبوب شده است. در این ورزش از شتاب دوندگی سگ استفاده می‌شود، زیرا او از طریق طنابی به بدن دونده وصل است

یکی کامنت گذاشته:

هنر کردی این همون سگ دو خودمونه که ما ایرانیا صد ساله انجام میدیم.

اینم یه دلخوشی. خوندن کامنتهای بعضی ها.

صبح روز تعطیل بخیر ....



میگن کفشدوزک شانس میاره! 

دوسالگی وبلاگ


سلام . یه عالمه حرف ویک لبخند برای شما

دوسال گذشت. هنوز این پنجره بازه!!!

از پشت این پنجره خاطره هامونو باهم مرورکردیم. به درددو دلهامون گوش دادیم. به دلخوشیهای همدیگه دلخوش بودیم. دوستان جدید پیداکردیم. ....از پشت همین پنجره است که میدونیم لیلا جون نت اش مشکل داره. مژکان و آذرجون سه روزه هیچی ننوشتن. هنوز به دلخوشیاشون دلخوشیم. مهردخت جان دردبدر دنبال نته بهمون سربزنه. سارا جون حالش بهتره و فریده جون هنوز بهمون سرمیزنه............

خدایا این پنجره رو از ما نگیر!!!





دنیای این روزای من...

ساعت 4 بعدازظهره . دارم از سرکار برمیگردم یه نگاه به موبایلم میکنم تا یه وقت کسی تماس نگرفنه باشه. شماره دخترم رو میبینم . تعجب میکنم که چه زود به خونه اومده . باهاش تماس میگیرم صدای بغض گرفته اش رو که داره تند تند واسم از همسترش میگه می شنوم ولی منظورش رو متوجه نمیشم. بهش میگم صبر کن, نیم ساعت دیگه خونه برسم ببینم چی میگی!! تا میرسم هی در مورد تحقیقش از اینترنت در مورد همسترش که دوسه روزیه تحرکش کم شده و میلی به غذا نداره توضیح میده که این یعنی علائم سرماخوردگی و عفونت ریه. بهش میگم خوب چیکار کنیم ؟ بذار منم یه نگاهی تو نت بکنم .پاشو تو یه کفش کرده که نه زودباش بریم دکتر. حالا هی اشکه که از چشاش میریزه حتی فرصت بهم نمیده که نهارمو بخورم.  شال وکلاه میکنیم به آدرس نزدیکترین دکتر میریم . میخوام بهش بگم که یه دکتر دیگه رو انتخاب کنه که مناسبتر باشه جرات نمیکنم که نکنه محکوم بشم به قصاوت قلب!!! دکترش در بهترین نقطه شهره و بالطبع تموم سگ و گربه هایی هم که پیش این دکتره میرن از اونایی هستن که هرماه پیش آرایشگر میرن و استخر مخصوص سگ و گربه ها دارن. از روی ناچاری تسلیم میشم. وقتی میرسیم منشیه میپرسه ترمین داریم یانه؟ بهش توضیح میدیم که نمیدونستم باید وقت بگیریم . اونم حاضر میشه وسط وقت دیگر حیوانات خانگی به ما هم یه نگاهی بندازه!!! یه برگه میده که پرش کنیم تاریخ تولد حیوان  اسمش  و..... میدم دست دخترم بهش میگم تو صاحبش هستی پرش کن!! حالا این مدت منشی نگاهش به منه و شاید هم تعجب کرده که کسی همستر به این کوچولویی رو پیش دکتر بیاره . تموم مراجعه کننده ها یا سگن یا گربه. ازش میپرسم که هرچند وقت یکبار کسی یه همستر پیش دکتر میاره ؟ با خنده میگه تا حالا ندیده ولی چند باری مریض همستری داشتن. خوشبختانه زیاد طول نمیکشه که نوبت بهمون برسه . تو این زمان به خودم فکر میکنم که بخاطر نداشتن وقت , معالجات دیسک کمرم رو نصفه کاره ولش کردم و حدود ده روزه که آزمایش خون کلی دادم ویادم میره از منشی دکتر نتیجه رو بگیرم . هروقت میام خونه یه سره میرم آشپزخونه به جمع وجور کردن و تهیه ناهار فردا وشام. تا بخودم میجنبم ساعت 7 بعدازظهره و مطب دکتر تعطیل شده. به خودم میگم کاش منم یه همستر بودم کسی دلش برام میسوخت لااقل جواب آزمایشام رو میرفت بگیره. در این رویاها بودم که منشیه صدا میکنه که بریم پیش خانم دکتر. دکترخیلی خوش برخوردیه و بااحترام درقفس همستر و باز میکنه اسمش رو میپرسه و به پرونده اش نگاه میکنه میگه اوه !!! تقریبا 120 سالشه . خیلی خوب ازش مراقبت کردی . به منشی اش میگه نگاه کن از صورتش معلومه که پیره!!! منم با تعجب جلو میرم یه بار دیگه به قیافه اش نگاه میکنم ولی چیزی متوجه نمیشم. به دخترم میگه خوب عادیه که تحرکش کم بشه و غذا نخوره. دخترم اصرار داره که نه !! تا سه روز پیش خیلی هم تحرک داشت . اینو راست میگه !! اونقدر تقلا میکرد که من سرگیجه میگرفتم ولی دکتر بازم حرف خودش رو میزنه و میگه شاید یه سرماخوردگی هم داشته باشه واسش تو تا قطره میدم تو غذاش بریزین. خیال دخترم راحت شده ولی غم تو چهره اش موج میزنه که همسترش الان 120 سالشه و شاید این روزای پیریش باشه. منم دیگه احساس نمیکنم که مادر فولاد زره هستم که قصد جان این کوجولوی نازنین رو کردم!!! . مثل این میمونه که بری پیش کشیش برای آمرزیده شدن گناهانت.!! وقت دادن ویزیت دکتر چشمم میافته به دخترم که حالا از های وهوی افتاده و سعی میکنه نگاهش رو ازم بدزده . بله 25 یورو واسه اینکه بفهمیم این کوچولو دیگه پیرشده فکر میکنم کافی بوده باشه. از یه طرفم دلم واسش میسوزه که چه زود پیرشده. 



 


موزیک و سفر


Image and video hosting by TinyPic


امروز تو حال خودم بودم . داشتم قدم میزدم. یه صدایی منو از عالم خودم بیرون آورد. یه ماشینی که منتظر چراغ سبز بود و ازش صدای موزیک ایرانی با صدای بلندمیومد. موزیک برام ناآشنا بود از  خواننده های ساکن ایران بود که الان دیگه خیلی هاشونو نمیشناسم ولی صدای قشنگی داشت. چند لحظه طول کشید تا چراغ سبز بشه. با خودم فکر کردم چرا یهو حالم خوب شد. این آهنگو که نمیشناختم!! شاید دلیلش موزیک وطنی بود!! نه ! دلیلش این بود که منو یاد اون وقتا انداخت که هر 5شنبه با ماشین میتاختیم بسوی شمال!! اونم با موزیک . چه کیفی میداد!! حالا کسی نبود بگه 5 ساعت راهو بری فقط واسه 2 روز !!. مخصوصا آهنگهای ابی و سیاوش قمیشی. هروقت اون آهنگها رو میشنوم دقیقا احساس اون سالها در من زنده میشه. من فکر میکنم هیچی مثل موزیک یاد آور خاطرات نیست. حتی عکس و فیلم. اونم تو جاده که معمولا آدم تو حال خودشه!!!



پ. ن. ببخشید پشتم به شماست!!

صبح بخیر هموطن


با آرزوی اینکه همیشه شاهد رقص این کودکان عزیز هموطن باشیم نه تنبیه!!!!

این فیلمو گذاشتم تا دلتون اولی صبحی شاد بشه.


http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=qEUl4YnSdp4


پ. ن.  جای فریده جون خالی کمی ترکی کامنت بذاریم.هرجا هستی شاد باشی.

یه عکس






عکس هفته



فاصله تان را با آدم ها رعایت کنید؛

آدم ها یهو می زنند روی ترمز؛

و اون وقت شما مقصری...


اول دو تا عکس تو روز تعطیلی براتون بذارم تا برم سراغ کارام.




Image and video hosting by TinyPic


پ.ن - دوم اردیبهشت,

ایرانیان از هزاران سال پیش در روز جشن اردیبهشتگان, لباس سپید رنگ می پوشیدند که نمایانگر پاکیزگی است.این جشن به جشن گلها هم معروف است.