ازکجا آورده ای؟




روزنامه Bild رو دارم ورق میزنم چشمم میخوره به اسقفی که  برای تعمیرات و تجهیزات خونه اش مبلغ 3,5 میلیون هزینه کرده و موقع خرید وان حموم این مسئله باعث کنجکاوی شده و الان مسئله روز است که از کجا آورده؟ . تو همین یه صفحه روزنامه عکس آشپزخونه گرفته تا اتاق خواب و میز و تفضیلاتش رو با ذکر مبلغ دقیق در روزنامه نوشته اند. بااینکه هنوز نحوه دزدی و از کجا آوردن پول مشخص نیست اطلاعات دقیق خانه مورد به مورد ذکر شده و بعنوان یه فرد( Prunksucht  )لوکس گرا معروف شده واینطور که نوشته اند از افشای این مطلب خودش رو در اتاقش زندانی کرده ( یعنی در نرفته که بگه کی به کیه). بعضی وقتها مقایسه این موارد با موارد وطنی باعث میشه علت جهان سوم بودن خودمون رو پی ببرم و بدونم چرا کشور ما با داشتن منابع مالی مثل نفت و معادن , یک کشور عقب افتاده به حساب میاد درصورتی که کشور نروژ که الان مدت کوتاهی است که نفت تو کشورش پیدا شده چرا کلی ذخیره مالی داره و مردمش از رفاه بالایی برخوردارند و اینگونه تغییر ,بعد از کشف معادنشون کردن!!!!


ب .ن. تو یکی از روزنامه ها عکس این آقا رو در یک صفحه کامل انداختند و تبلیغ یک شرکت:

''  15000 یورو برای یک وان حمام از راه صلیب کشیدن''

راه دیگری هم وجود داره!

وام حمام رو از ما با قیمت مناسب بخرید . احتیاجی به صلیب کشیدن نیست!!!!!!

حالا مگه این روزنامه ها این آقا رو ولش میکنن؟ دیگه طرف باید به فکر خودکشی باشه...

جلو درپارکینگ چشمم به درخت گل بهی میافته. آره همو که اون وسط داره دلبری میکنه و وادارم میکنه ازش یه عکس بگیرم. یادم میره واسه چی اومدم با صدای بوق ماشین پشت سری میرم کنار عکسش رو واستون میذارم خوشرنگه نه؟


Image and video hosting by TinyPic



خوش بحال نقاشا...


Image and video hosting by TinyPic


با هرکی حرف میزنی از یه چیزی ناراضیه حتما خود منهم یکی از اوناهستم . مدتهاست از کسی نشنیدم از چیزی راضی باشه. هرچه به عقب تر برمیگردم شاید  یادم بیاد کسی از چیزی یا وضعیتی احساس رضایت داشته باشه به نتیچه ای نمیرسم . البته فکر میکنم رضایت هست ولی شاید فکر میکنن اگه اظهار کنن چشم بخورن یا بدبیاری به سراغشون بیاد. مترادف شدن بعضی موارد رو ما معمولا تعمیم میدیم به همه موارد. به خواهرم زنگ میزنم میگم مستاجر جدید چطوره اذیت که نمیکنه ؟ میگه هیچی نمیگم اگه بگم از فردا آزار و اذیتهاش شروع میشه . بذار این یکی همینطور بیصدا خوب بمونه!!! میخندم میگم یعنی میخوای بگی چشم من شوره؟ میگه نه از هرکی تعریف کردیم بد از آب دراومد بهتره هیچی نگم....  خوب منم هیچی نمیپرسم دیگه....

برای شما هم این مورد پیش اومده از کسی تعریف کنید بعد بلایی به سرتون بیاره که همه رو از دریچه بدبینی بنگرید؟ 

مهرگان و جشن اکتبر

یه مدتیه که کمرنگ شده بودم  ولی بهتون سر میزدم علتش افسردگی بعد از مرگ عزیزان و کارزیاد بخاطر استعفای چند نفر از همکاران بطور همزمان بود. با اینکه به دوستان سرمیزدم ولی دست ودلم به نوشتن و کامنت گذاشتن نمیرفت.

از قسمت غمگینش نمیگم چون میدونم هرکی به نحوی درگیر این مسائل بیماری و مرگ و میر هست. این ماه همانطور که قبلا هم گفتم ماه جشن و شادیه تو مملکت بیگانگان!! به بهونه های مختلف میزنن و میرقصن . فضای شهر بخاطر سرسبز بودنش خیلی زیبا شده, رنگ وارنگ. من عاشق پاییزم بخاطر تغییر روزبروزش. انگار نقاشی با قلموش داره شهر رو رنگ میزنه.....

چند تا عکس از همین دوروز پیش که جشن اکتبر بود براتون میذارم.


Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic

من متولد پائیزم!


من متولد پاییزم

فصل زردی

فصل باد وحشی

فصل شاعرهای پیر

فصل نقاشان بی نظیر

کس چه میداند!

شایدم بس دلگیر!!

من متولد پاییزم

فصل دلسردی عشق

فصل افتادن برگ

فصل تولد رنگ در بعد نگاه

فصل آرامش دل

فصل غوغای نگاه!

فصل خواهش

فصل سایه

فصل باران

باران!


تولدم مبارک!!!


ب.ن. تا حالا دیده بودید کسی به خودش تبریک بگه؟ تازه کجاشو دیدید واسه خودم هم کادو خریدم. مثل خانوما رفتم فروشگاه یک کیف دیدم خوشم اومد واسه خودم سنگ تموم گذاشتم کفش متناسبش رو هم خریدم و از همین امروز هم استفاده کردم. تازه خودم رو هم به یه نهار دعوت کردم ولی هنوز وقتش رو پیدا نکردم.../ به این میگن خود شیفتگی.....نه؟