زبان شیرین مادری

دشمن چو از دشمنی باز ماند سلسله دوستی بجنباند
پس به دوستی آن کند که هیچ دشمن نتواند
این جمله رو امروز از زبان دخترم شنیدم که لذتش برابری با هیچ نداشت. باورم نمیشد این جمله رو دخترم چند بار با خودش تکرار کرده بود که بتونه بکارش ببره. داشت در مورد یکی از هم کلاسیهاش صحبت میکرد که خیلی بدجنس بود و الان باب دوستی باز کرده بود. من داشتم از اون دفاع میکردم که بابا شاید سرش به سنگ خورده و آدم شده که این جمله رو از زبون دخترم شنیدم موضوع بحث فراموش شد و رفتم به بحر زبان شیرین فارسی که واقعا با یه جمله چطور میشه یه مسئله رو راحت بیان کرد. زبان فارسی بخاطر قدمت زیادی که داره خیلی غنی هست ادبیات . شعر. ضرب المثل های فارسی . فکر نمیکنم هیچ کشوری به اندازه ایران شاعر ثبت شده داشته باشه . خوب این یکی از نقاط قوت کشور ماست که دخترم اینو به خوبی درک کرده و سعی میکنه از بین حرفهایی که ما میزنیم گه گاهی تو صحبت هاش استفاده بکنه . که همیشه هم تشویق میشه. این یه تلنگری هم برای من بود که دچار فراموشی خودخواسته زبان مادریم نشم.



توی این شهر غریب، گاهی که دلم به اندازه تمام غروبها می گیرد