همه چیزهای از دست رفته یک روز برمیگردند,

اما درست وقتی که یاد میگیریم بدون آنها زندگی کنیم!!




دیالوگ

ساعت 9صبح تعطیل. روز قبل تا دیروقت کارکردی یعنی تموم هفته همینطور بوده. حوصله از رختخواب بیرون اومدن رو نداری چند بار به خودت نهیب میزنی که بلند شی ولی نمیشه. دخترک که تموم هفته موقع مدرسه رفتن قرولند میکنه امروز از ساعت 7 صبح بیدار چند بار صدات کرده ولی جوابش رو ندادی . راحتت گذاشته بلاخره طاقت نمیاره و میاد سراغت .

دختری: مامان ! نپرسیدی دیروز امتحانم چطوربود! و شروع میکنه به تعریف رونویسی دوستش از روز برگ امتحانش و اینکه معلمش چقدر خنگ تشریف داره که نمیفهمه چرا یه شاگرد تنبل یه شبه نمره اش یک میشه! 

من : اگه بزاری یه نیم ساعت دیگه بخوابم وقتی بلند شم واست تخم مرغ شکری درست میکنم ها!!!

دختری/:نه تو داری گولم میزنی . من الان میخوام پاشی......

 از اونطرف گربهه هم اومده کمکش با دوندوناش داره انگشت شصت پام رو گاز میگیره. البته میدونه که نباید صدمه بزنه . گه گاهی هم ناخن میکشه که میره رو اعصابم.


ساعت 12 ظهر

دارم پیاز و سبزیجان واسه جغور بغور  خرد میکنم . رادیو فاز هم داره طبق معمول پخش میشه گوگوش داره میخونه 

برای من همین خوبه که با رویات میشینم . تورو از دور میبوسم تورو از دور میبینم.

چه به دل میشینه.! واقعا دلم میخواد بگم شما خوش باشید برای من این بد بودن هم خوبه......

سلام واسه خونه تکونی  این عکسو که نزدیک خونه گرفتم واستون میذارم.


Image and video hosting by TinyPic


اینم دسر دیروز. پودینگ و آواکادو موس و پن کیک



Image and video hosting by TinyPic


غمها که مثل مهمان ناخوانده میمونن دنبال شادی میگردم که دعوتش کنم .

ب.ن این خونه مجازی که از بس سراغش نیومدم تار عنکبوت زده. یه کم انرژی مثبت میخوام واسه رفت و روب!!!