نیازی به روشنایی ندارند
ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺩﻭﺭ : آﻗﺎﯼ ﻣﺠﺮﯼ ﺑﻬﺖ ﯾﻪ ﻧﺼﯿﺤﺖ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻧﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ
ﺍﮔﻪ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺗﻪ ﮐﺸﯿﺪ ﺑﺸﯿﻦ ﺑﺎ ﺗﻪ ﺩﯾﮕﺶ ﺣﺎﻝ ﮐﻦ !
ﻫﯽ ﻧﺸﯿﻦ ﺑﮕﻮ ﺑﻪ ﺁﺧﺮﺵ ﺭﺳﯿﺪﻡ!!!!

ب.ن. این علائم تو کشور چین هست فکر کنم اینطور که تو ایران پیش میره ما هم احتیاج به این جداسازی داریم

کلی برنامه چیده بودم واسه این یه هفته تعطیلی . از خرید گرفته تا تمیزکاری و دنبال خونه گشتن و قرار با دوستان و .... مثل برق و باد گذشت انگار روزا رو کرده باشن . هرروزش بیشتر از 5 ساعت هم نمیشد. کلا سن که بالا میره انگار روزا هم آب میرن . بچه که بودیم یه سال واقعا ییییییییییییییییییییییییه سال بود الان تا چشم هم میذاری سر سال شده.... دارم به این فکر میکنم که عید رو چیکار کنم دوست دارم امسال عید متفاوتی داشته باشم از یکسان بودن سالها خسته ام خسته... از اینکه بتونم پیش بینی کنم سال دیگه اینموقع مشغول چه کاری هستم .. از اینکه نتونم به رویاهای حتی کوچیکم رو بخاطر گذر سریع زمان نرسم.... کاش میشد یه روز واقعا یییییییییییییییییییییه روز بود . سال دیگه حتی اگه شده با دارو میخوام انرژی واسه استارت داشته باشم . شروع هر چیزی مهمه بعداش همه چی درست میشه... دارم رویاهام رو دسته بندی میکنم شاید بنویسم رو در کمدم که هر روز یادش بیافتم و انرژی بگیرم...
توی این شهر غریب، گاهی که دلم به اندازه تمام غروبها می گیرد