بیاد صدایی که هیچ وقت تکراری نمیشود.


بزن تار که امشب باز دلم از دنیا گرفته
بزن تار و بزن تار
بزن تا بخونم با تو آواز بی خریدار
بزن تار و بزن تار
برای کوچه غمگینم برای خونه غمگینم
برای تو برای من برای هر کی مثل ما
داره میخونه غمگینم
بزن تار همیشه با منو از من قدیمی تر
واسه اونکه تو کار عاشقی میمونه غمگینم
براه عاشقی بردن به خنجر دل سپر کردن
واسه هرکی که آسون نیست
برای جاودان بودن واسه عاشق دیگه راهی
بجز دل کندن از جون نیست
بزن تا بخونم همینو میتونم
بزن تار و بزن تار


یادش گرامی. 


کودک درون آن بخش از وجود ماست که دوست دارد کودکی کند؛ یعنی اینکه درست مثل یک بچه سرزنده و با هیجان باشد. کودک درون ماست که ما را وا می‌دارد شعر بگوییم، شوخی کنیم، در هپروت تخیلات‌مان سر کنیم و بچه بازی در بیاوریم. کودک درون ماست که قهر می‌کند. زیبایی را دوست دارد . هرروز تغییر دکوراسیون میدهد بعضی وقتا هم نمیداند چه میخواهد. خسته میشود با کوچکترین چیزی شاد میشود

دیروز یه خانم میانسالی باهمسرش داشت خرید میکرد و همزمان به من میگفت که این شکلاتها خیلی خوشمزه هست میخوام واسه خودم هدیه بدم. بهش گفتم خوش به حالش که هنوز میتونه رویاهای کوچیک داشته باشه و با بدست آوردنش خوشحال بشه وآرزو کردم که این احساسات خوب واسش پایدار باشه.

خیلی از ما دیگه این احساسات رو نداریم و فراموششون کردیم هیچی خوشحالمون نمیکنه و واسه خودمون دلایلی هم داریم یکی جامعه رو مقصر میدونه، یکی غربت و دوری از وطن رو ، یکی مرگ عزیزانش و دیگری بی پولی!!

آرزو میکنم در کنار اینکه خونه هامون رو لوکس و شیک میکنم دلهامون رو هم یه جارویی بکنیم اضافه هارو دوربریزیم و شادی رو هرچند کوچیک به دیگران هدیه بدیم. حتی بقول بنده خدایی با یه هله پوک!!!


تنبلی حواسمان!!


دیروز یه مقاله ای خوندم تحت عنوان حواستان را از تنبلی درآورید. بنابه این گزارش پژوهشگران دانشگاه علوم غذای پولنزو در ایتالیا میگویند مردم فراموش کرده اند که هنگام انتخاب و خوردن غذا تمام حواس خود رابه کار بگیرند. به این معنی که استفاده از این حواس را قطع کرده اند و حواس شان هم تنبل شده است.

استفاده از حواس بینایی ، چشایی،  بویایی،  شنوایی بله درسته صدای برخی از غذاها ، برای مزه دادن آنها لازم هست بطور مثال چیپس .

پل وارلا و سوزانا فیسزمن در کتاب آشپزخانه به مثابه آزمایشگاه مینویسند درک ترد بودن یه غذا یا خوراکی تا حدی به حس شنوایی مربوط میشه.

یاد خودم میافتم وقتی که از سرکار برمیگردم قبل از خوردن غذا ، اول سریع آشپزخونه رو که پر از ضایعاتی از قبیل ظرف های نشسته صبح و ظهر اعضای خانواده هست جمع و جور میکنم خریدهای همسر که رو میز بهم چشمک میزنه سرجاشون میزارم و سریع یه بشقاب غذا برای خودم میکشم و وقتی رو مبل لم میدم ، از اون طرف کامپیوتر رو روشن میکنم یه دستم هم به کنترل تلویزیونه که اخبار رو سریع گوش بدم . اصلا هم حواسم به غذایی که میخورم نیست. متاسفانه این اتفاق  چند بار در هفته میافته. ولی روزایی که خونه هستم سعی میکنم یه تغییر کلی بدم .میز بچینم و غذا رو هر چند که ساده هست آرایشی بدم و دسر درست کنم که صد البته خوشایند دیگرانه و از خدا میخوان که منو هرچه سریعتر تو خونه بنشونن و خانه دارم کنن. القصه سعی میکنم از امروز وقتی لااقل خودم دارم با اون شرایط اسف بار  که بهتون گفتم غذا میخورم از تمام حواسم فقط واسه اون خوراکی بهره بگیرم که بقول معروف  گوارای وجودم بشه نه سو هاضمه!!!



اینم عکسش. عمرا اگه بتونید فکر کنید اون پلو . شیرین پلو باشه هر چی دم دستم اومده دور وبرش گذاشتم. کشمش ، زرشک ، خلال هویج سرخ شده ، خلال پوست پرتقال،  پیاز خلالی،  گوشت قلقلی و  مرغ سرخ شده درقطعه کوچیک.. شلم شوربایی هست که نگو! عکس از نزدیک ندارم اینم با موبایل دختری گرفته.





اینم پودینگی هست که همیشه درستش میکردم بدون تزیین . حالا با تزییناتش کلی خواهان پیدا کرده. به نظر میاد مزه اش هم بهتر شده.!!!! هاها


Image and video hosting by TinyPic



به رفتار همکارم سوزانه که دقت میکنم منو یاد روباه میندازه . یاد داستان روباه مکار. روباه وکلاغ و روباه دمبریده و... .

 بعضی وقتا اونقدر حرفهاش به دل میشینه که رفتارهای قبلیش یادم میره. رفتاری که همکارای قبلیم که الان بخاطر سوسه اومدنهای اون ، الان پیش ما نیستند. با اینکه همین سال قبل یکی دو مورد مرگ و میر در جوانی و بیماری لاعلاج در خانواده شون داشتن ، ولی هیچ تاثیری در رفتار و طرز نگاهش به زندگی نکرده شاید فکر میکنه تا ابد پایداره و میتونه با بدجنسی هاش همه رو دور بزنه. 

 بااین همه امکانات که جامعه برای تحصیل و آموزش در اختیار مردم اینجا میذاره این خانم نتونسته حتی،  یه دوره کارورزی رو بگذرونه .، ( لازم به توضیحه اینجا هر شغلی که بخواهی داشته باشی باید آموزش دیده باشی،  که معمولا هم دوره ها از یکسال تا سه سال هست .) واسه همین هم چون عقده رئیس شدن رو داره وامکانش براش نیست  ، سعی میکنه این کمبودش رو از راهها ی دیگه جبران کنه .

من تا مدتی پیش فکر میکردم این رفتارها و گزینش های غلط  فقط تو کشور خودم اتفاق میافته ولی تو مقاله ای خوندم که یه تحقیقاتی توسط دانشگاه بریتیش کلمبیا در کانادا انجام شده که نشون میده اکثریت افرادی که به مقام مدیریت میرسند نه بر اساس برقراری رابطه ای دوستانه و حسنه بلکه با آزار و تخطئه همکاران خود به مدارج عالی راه پیدا میکنن. علاوه بر این پایه نتایج این تحقیقات افراد دگرآزار دربسیاری از موارد همجون افراد صاحب دانش و تجربه میتوانند درموقعیت های اجتماعی نیز پیشرفت خوبی داشته باشند. این خیلی تاسف باره نه؟  البته در اروپا درصد کمی داره ولی هرکسی میتونه بین همکاراش حتما این طور گزینشی رو پیدا کنه.




دکور ایده

چند تا ایده جدید واسه این روزای سرد زمستون که نمیشه زیاد بیرون از خونه باشید. درعین سادگی زیبا بنظر میرسه.

حالا میتونید گوشواره هاتون رو سریع پیدا کنید.

اگه خواستید یه کادو که هیچکی به فکرش هم نمیرسه واسه این روزای سرد بدید این ایده خوبیه . خیلی هم ساده هست. 


این ایده رو هم میتونید با یه لیوان ساده هم انجام بدید.

هفته اول از سال جدید


یک روز واسه خود خودم. با یکی از دوستان . البته دوربین نداشتم عکسش خوب نشده.


Image and video hosting by TinyPic


اینم مونده غذا . کسی طرفدارش نبود!!!!


همون خورشت بی آب و رنگ خودم ازش بهتره. وقتی گرسنه برگردی خونه مجبوری بخوریش!!!!


Image and video hosting by TinyPic


یکی از این گلدونا هم بخودم هدیه دادم. فدای سرم که عیدی کسی گل برام نخرید.

یاد ایام

یه گپ دوستانه. از دوران جوانی .یاد روزگاران خوش که قدرش رو نمیدانستیم و فکر میکردیم هرچی خوشی است باید در آینده باشه و همیشه درانتظار آن روزها. بعضی خاطرات تلخ یا سوتی هایی که اونموقع کلی بهش فکر کردیم و حالا به شوخی و خنده تعریفش رو میکنیم. هیچی بهتر از خاطرات مشترک حال آدمو جا نمیاره. دختری با دوستش که زیاد هم زبون همو نمیفهمن داره صحبت میکنه . این میون مادرا دخالتشون درحد آشنا کردنشون باهمه. دختری از مادربزرگش تعریف میکنه که چند بار بیشتر باهاش خاطره نداره از دختردایی اش تعریف میکنه . از دوستش میپرسه مادربزرگ تو هم مهربونه؟ یه نگاهی هاج و واج میکنه مادر دراین میون دخالت میکنه میگه مادربزرگش عمرش رو داده به شما!!!

دختری هاج وواج میپرسه چرا به من؟ مگه خودش لازمش نداره؟ خنده ما عصبانیش میکنه. فکر میکنه بازم گند فارسی زده!!! شرمنده میشه که بازم هنوز چیزایی هست که نشنیده و باید یاد بگیره. روز بعد که توضیح لازم رو بهش دادیم. میگه وای چقدر سخته این زبون. من فکر میکردم اگه شعر ها رو یاد بگیرم دیگه زبونم پرفکته!!!!



Wishing you all the peace, Joy and love of the season.
Happy New Year!




این روزا صبحها هوا مه گرفته هست. مه درمیون درختها در حین زیبایی کمی اسرارآمیز و دلگیره. ولی شیرینی روزهای اول سال و گرمای شومینه ها و آباژورهای پشت بنجره  نشون از شادی و سرزندگیه. گفتم آباژور یادم اومد روزای اولی که اینجا اومده بودم چیزی که جلب توجهم رو میکرد همین چراعها یا شمع های زیبای پشت پنجره هابود بعضی از این چراعها که پشت پنجره ما بین پرده و شیشه پنجره ها بود برام جالب بود واسه اینکه زیبایش رو صاحبخانه نمیدید بلکه رهگذرها میدیدند. این به نظر من تقسیم زیباییهاست. یا بالکنهای پراز گل . راستی چرا ما عادت به این کار نداریم فقط زیبایی رو واسه خودمون میخواهیم.  من وقتی از خیابونهای باریک اینجا که یه کم شبیه خانه های شمال ایران هست رد میشم تمام حواسم به تزیینات محوطه بیرونی خونه هاست.

  

این نیز بگذرد....

وقتی که روزهای بلاخیز بگذرد...

این لحظه های تلخ و غم انگیز بگذرد...

وقتی فقط تویی و من وعشق و روشنی...

ازباغهای خسته چو پاییز بگذرد...

آن گاه از سکوت دل انگیز خلوتت....

فریادهای فاجعه آمیز بگذرد...

آن دم که از مشام تو یک عطر آشنا

از قلب یاسهای سحرخیز بگذرد...

همراه یک تبسم شیرین به خود بگو:

آنها همه گذشت... واین نیز بگذرد....


بلاخره همه کادوها داده شد. کلی کادو گرفتم که نمیدونم باهاشون چیکار کنم . امسال بازار فروش خیلی خوب بوده معلومه مردم وضعشون بهتر شده که این یکی به ما مربوط نیست. من امسال فقط کسانی رو که دوستشون داشتم کادو خریدم نه به اجبار. دوستان آلمانی رو امسال هدیه نخریدم به نظرم اومد خوب اونها خوشحالند به من کادو میدن خوب منم دوسه ماه دیگه عید نوروز همین کار رو واسه اونا میکنم که اونها هم یاد بگیرن چه روزی ما جشن میگیریم و چون غافل کننده هست حتما بیشتر خوششون میاد.تصمیم دارم کارهایی که با خطوط نستعلیق هست و زیبا هم هست بهشون بدم چون یکی از دوستام رو اینکار رو کردم تابلو رو به دیوار خونش زده و به همه هم تعریف میکنه که یه دوست ایرانی بهم کادو داده و معنی شعر رو هم براش میگه . بنظرم اومد اینکار جالبه. از الان باید درفکر تدارکش باشم.


کار دستی

این روزای سرد زمستون که بیرون اومدن از خونه یه کم سخته فرصت خوبیه واسه کارهای دستی.بعضی وقتا از همون چیزای دوروبرمون میشه ابتکاراتی بخرج داد. این چند تارو میزارم واسه اونایی که سرکار نمیرن یا بازنشسته شدن وفرصت و حوصله اش رو دارن.



ادامه نوشته

کار تعطیل. کادوها خریداری شده. درخت کریسمس تزیین شده. فقط مونده خریدهای کوچیک واسه دعوت دوستان . البته هنوز هم نمیدونم چی بایست تدارک ببینم. هر روز یه تصمیمی میگیرم یه روز میگم به سادگی برگزار کن تا دوستان هم معذب نشن. ولی یه دلم میگه هر کاری که از دستت برمیاد انجام بده که دور هم خوش بگذره. هرچی هست سختی سال تموم شده دوسه روز شادیش مونده. کاش میشد همه دوستان قدیمی که اینجا نیستند هم بودند . کاش شما دوستان وبلاگی رو هم میشد دعوت کرد. وای چی میشد!!!!!

چند تا عکس میذارم که خسته کننده نباشه.

عکس  آخرین روزکاری قبل از کریسمس در آشپزخانه محل کارمون . به سلامتی همه دوستان.

بقیه عکسا رو درادامه مطلب گداشتم.

Image and video hosting by TinyPic





ادامه نوشته