کودک درون آن بخش از وجود ماست که دوست دارد کودکی کند؛ یعنی اینکه درست مثل یک بچه سرزنده و با هیجان باشد. کودک درون ماست که ما را وا می‌دارد شعر بگوییم، شوخی کنیم، در هپروت تخیلات‌مان سر کنیم و بچه بازی در بیاوریم. کودک درون ماست که قهر می‌کند. زیبایی را دوست دارد . هرروز تغییر دکوراسیون میدهد بعضی وقتا هم نمیداند چه میخواهد. خسته میشود با کوچکترین چیزی شاد میشود

دیروز یه خانم میانسالی باهمسرش داشت خرید میکرد و همزمان به من میگفت که این شکلاتها خیلی خوشمزه هست میخوام واسه خودم هدیه بدم. بهش گفتم خوش به حالش که هنوز میتونه رویاهای کوچیک داشته باشه و با بدست آوردنش خوشحال بشه وآرزو کردم که این احساسات خوب واسش پایدار باشه.

خیلی از ما دیگه این احساسات رو نداریم و فراموششون کردیم هیچی خوشحالمون نمیکنه و واسه خودمون دلایلی هم داریم یکی جامعه رو مقصر میدونه، یکی غربت و دوری از وطن رو ، یکی مرگ عزیزانش و دیگری بی پولی!!

آرزو میکنم در کنار اینکه خونه هامون رو لوکس و شیک میکنم دلهامون رو هم یه جارویی بکنیم اضافه هارو دوربریزیم و شادی رو هرچند کوچیک به دیگران هدیه بدیم. حتی بقول بنده خدایی با یه هله پوک!!!