بازم مدرسه ام دیر شد
داشتم جریان دیروز رو که تو مطب دکتر برام پیش اومده بود رو مینوشتم که پری دوستم تماس گرفت که به دیدن یک دوست مشترک بریم . وقتی برگشتم تمومش میکنم.
+ نوشته شده در Sat 30 Apr 2011 ساعت 17 توسط فیونا
|
توی این شهر غریب، گاهی که دلم به اندازه تمام غروبها می گیرد