روز والنتین از صبح تا ظهر مشغول کار بودم .اولین شاخه گل رو از یه مراجعه کننده گرفتم . نه فکر بد نکنید . یه خانم خیلی شیک وپیکی بود که موقع خرید از فروشگاه ( اینجا بعضی از فروشگاهها روز والنتین شاخه گل یا شکلات بشکل قلب به مشتریها هدیه میدن) بهش داده بودند و اونم که دستاش پر از خرید بود با محبتی وافر اونو به من هدیه داد.بهترین هدیه این روز چیزی بود که سه سال منتظرش بودم ودیگه داشتم ناامید میشدم که درست شد. وقتی به دوستام گفتم یه خبر خوش دارم به همه چیز فکرکردن غیر از موضوع اصلی. برای من روز بسیار خوبی بودو حسابی جشن گرفتم . گل شب بو رو هنوز منتظرم.
+ نوشته شده در Wed 15 Feb 2012 ساعت 21 توسط فیونا
|
توی این شهر غریب، گاهی که دلم به اندازه تمام غروبها می گیرد