برف ِ نو، برف ِ نو، سلام، سلام!

بنشین، خوش نشسته‌ای بر بام.

پاکی آوردی ــ ای امید ِ سپید!

همه آلوده‌گی‌ست این ایام.

امروز ازصبح داره برف میاد. همه جا سپیده . اولین رد پا  روبرفهای جلو خونه مال من بود. دلم نمیومد پا رو برفها بذارم . مثل بچه ها ذوقزده شده بودم واسه خودم برنامه برف بازی رو واسه عصری گذاشتم.

 اینم واسه سرحال اومدن شما.

امروز هوا خیلی سرد بود. رفتم چسبیدم به شوفاژ. یکی از همکارام اومده میگه  شوفاژ روشنه؟ میگم > پ ن پ خاموشه دارم خودم رو بهش می مالم تا گرم بشه یه وقت خدای نکرده شما سرما نخورید!!!