
امسال یه سفر خارجی با قطار داشتیم. متاسفانه بعلت تعمیراتی که درمسیر قطارهای کشور مزبور بود ما به یکی از تعویض قطارها دیر رسیدیم و این شدکه ما مجبور بودیم حدود 5 ساعت تو سالن قطار برای رفت بعدی صبر کنیم . این برای ماکه تو کشور نظم و انضباط زندگی میکنیم خیلی گرون اومد این اتفاق اگه اینجا میافتاد حتما مسئولین در سالن خیلی مودبانه قطار کمکی میگذاشتند و از بلندگوها دم به دم مسافران را راهنمایی میکردند ولی متاسفانه در این کشوری که ما مسافر بودیم هیچ خبری از نظم نبود و کسی هم حس همدردی نداشت بهرحال وقتی برگشتیم من یه نامه بلند و بالایی با تحکم نوشتم و ادعای خسارت کردم. به مسئول مربوطه هم گفتم که اگه با دوچرخه به سفر رفته بودم بیشتر خوش میگذشت. ولی ته دلم امیدی نداشتم چون میدونستم که مقصر اصلی کشور مقصد بود.الان هرروز یه نامه عذرخواهی بدستم میرسه که باعث تعجبم شده اول یه نامه از کشور مبدا با پرداخت نصف مبلغ بلیط بدستم رسید و نوید داده بود که چون مشکل از کشور مقصد بوده نامه شما به آنجا ارجاع شده . بعد از یه هفته نامه از کشور مقصد با عذرخواهی و پرداخت هزینه تاکسی و غیره را داده. فکر کردم قضیه تموم شد و منهم راضی بودم چون مبلغی رو که طبق رسم اینجا بابت اذیت شدن(schmerzgeld) نوشته بودم فقط برای تنبیه و عدم تکرارش برای نفرات بعدی بود . امروز دوباره یه نامه که نوشته بود امیدواریم باز هم مشتری ما در آینده باشید به همراه یه برگ مجانی خرید بلیط بعدی برام فرستاده بودن. اصلا انتظارش رو نداشتم . یاد بسته پستیی که حدود دوماه پیش برای مادرهمسرم فرستاده بودم افتادم که هیچوقت بدستش نرسید وقتی که اعتراض کردیم چون سفارشی بود بسته برگشت داده شد که باعث خنده مون شد چون پستچی حتما فکر کرده بود دیگه کسی سراغش نمیاد و به شکلاتها ناخنک زده بود در بسته باز شده بود و داشت میرفت که مثل بسته های قبلی که شامل عکسای خانوادگی بود به دست بچه های این پستچی مهربون برسه. نه عذرخواهی از اینکه چرا یک پستچی با نوشتن آدرس صحیح و کامل در جواب نوشته است آدرس شناخته نشد!!! و چرا بسته های قبلی رو که تنبیهی برای ما بود که سفارشی بفرستیم هیچوقت برگشت نداد.....
توی این شهر غریب، گاهی که دلم به اندازه تمام غروبها می گیرد