این عکس رو از نمای اولیه شهر بعد از ورود از روی پل رود Moldau گرفتم.  ساختمانهای همردیف در کنار رود چشم انداز قشنگی داره.

Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic


بعد از ورود به شهر و گردش کوتاه بایستی برای تبدیل پول به صرافی میرفتیم


Image and video hosting by TinyPic


به طور اتفاقی صرافی در محلی بود که سینما LUCERNA  قرار داشت و روبروی سینما با مجسمه آویزان سنت وینسیسلاس سوار بر اسب مرده روبرو میشدی. من که دقایقی بهش نگاه کردم تا بفهمم منظور مجسمه ساز از این وارونه جلوه دادن چی بوده!!! 


Image and video hosting by TinyPic


شهر پر بود از بناهای زیبا


Image and video hosting by TinyPic


کلیسای زیبا و قدیمی Vitus که تکمیل آن قرنها طول کشیده و علت دورنگ بودنش بخاطر تکمیلش در زمانهای مختلف با معماری جدید است.


Image and video hosting by TinyPic




Image and video hosting by TinyPic



Image and video hosting by TinyPic



Image and video hosting by TinyPic



Image and video hosting by TinyPic


پل چارلز . اینجا غیر از دیدن زیباییهای اطرافت میتونی دمی رو نیمکت ها استراحت کنی و مردم رو تماشا کنی از عروس وداماد گرفته تا نقاشهای دوره گرد و موزیک و رقص میتونی از صدای رود و نوای پرندگان خود رو در گوشه ای از بهشت وعده داده شده حس کنی.


Image and video hosting by TinyPic


من الان همینجا پشت این میله ها چشمام رو بسته بودم تا صدای پرنده ها روبشنوم که مرغک من بیدارم کرد که هوس بستنی کرده!!!


Image and video hosting by TinyPic


این آقای خوش برو رو هم واسه محض خدا نیست که این جغد زیبا رو بدست گرفته اگه بخوای تو هم مثل اون ژست بگیری و عکس بندازی باید یه 100 کرون بدی وگرنه فقط میتونی اطلاعاتی که درمورد این پرنده میخوای ازش بپرسی.


Image and video hosting by TinyPic


شهر پراگ بری ولی تئاتر نری اصلا امکان نداره مجبور شدم واسه بچه ها هم که شده این تئاتر سایه ها رو برم...



Image and video hosting by TinyPic


دیدید که این اعتقادات تو همه شهرها هست. اینم نمونه اش.


Image and video hosting by TinyPic


اینم کنار در ورودی یه Local  آویزون شده بود که به نظرم چون قدیمی و بامزه بود عکسشو گرفتم.


Image and video hosting by TinyPic


تموم مسیری که میرفتیم منو یاد ماسوله انداخته بود که راههای پیچ درپیچ رو رو به پایین میرفتیم و درتمام مسیر مغازه های کوچیک صنایع دستی و غذاخوری های مختلف از کشورهای متفاوت بود.



Image and video hosting by TinyPic


شهر قدیمی اما زیبا.



Image and video hosting by TinyPic


هر جا که گرسنه یا تشنه میشدی جایی برای نشستن و استراحت وجود داشت.


Image and video hosting by TinyPic


تصاویر روی دیوارها 


Image and video hosting by TinyPic



اونقدر این زیباییها تکرار میشد و تموم نشدنی بود که خسته میشدی از عکاسی.


Image and video hosting by TinyPic



قشنگه نه؟


Image and video hosting by TinyPic


ساعت نجومی پراگ (Aposteluhr)


Image and video hosting by TinyPic

استندیس کافکا  در شهر پراگ در هر گوشه وکنار شهر اثری از کافکا و نگاه غمگین او را میبینی وچه افسوس که او میگفت که شهر پراگ را باید از هر دو سو به آتش کشید .که دوستش نداشت. بعدها فهمید که او درهیچ کجا احساس خوشبختی نمیکند. افسوس....

مجسمه ای  بیادفرانس کافکا دریک چهارراه که درمقابل خانه پدریش درمنطقه ای که قبلا محله یهودی نشین پراگ بود نصب شده.

برای چک ها اما کافکا هم چنان یک غریبه باقی مانده است.



Image and video hosting by TinyPic


حالا که سخن از کافکا شد گوشه ای از نوشته های اورا برایتان مینویسم.

.. ما مثل کودکانی گمشده در جنگل هستیم. زمانی که تو دربرابر من ایستاده ای و به من مینگری چگونه میتوانی رنجهای مرا و من, دردهای تورا بدانم و هنگامی که من, دربرابر تو ,بر زمین بیافتم وبا فغان از رنجهایم بگویم, انگاه چه چیز بیش از این خواهی دانست که کسی برایت تعریف کند که جهنم سوزان و هولناک است؟ بهمین خاطر هم باید ما انسانها دربرخورد بایکدیگر چنان با احترام, چنان با تامل و چنان عاشقانه باشیم که گویی درآستانه جهنم قرار گرفته ایم...

ای داد بیداد از حس شادی دور شدید ببخشید مرا....

بریم به دیدن شهر زیبای پراگ...

این دیوار رو هم اختصاص داده بودن واسه نظرخواهی.

قبل از اینکه بمیرم میخواهم......

چی میخواهی؟ برام بنویس.....



Image and video hosting by TinyPic



برای دیدن قسمتی دیگر از زیبایی شهر با این وسیله با تهیه بلیط که اتاقکی مثل آسانسور بود به بالاترین قسمت شهر میروی.



Image and video hosting by TinyPic



Image and video hosting by TinyPic


و به باغ گل رز و شهر آینه ها و .... میرویم که بعلت تمام شدن شارژ دوربین مجبور بودیم صرفه جویی کنیم و عکس  واسه وب ندارم متاسفانه.

این اقایی رو هم که می بینید قصد خودکشی نداره بلکه مجسمه ای مردی در حال افتادن روی سنگفرش خیایان است که هنرمند اهل چک به نام دیوید کرنی ساخته که زندگی زیگموند فروید روانشناس اتریشی است که با یک دست از ساختمانی بلند آویزان است . که نشانگر شرایط انسانهاست درتقابل با نیازهایشان که آگاهانه تصمیم به ادامه زندگی میگیرند یا به آن خاتمه میدهند ...



ادامه دارد....