دیروز یه مهمونی از طرف شرکت های همسایه دعوت بودیم بعد از یه مراسم کوچیک و گپ زدنهای همکاران یه شام مختصر و نوشیدنیهای مختلف برنامه رقص و گپ وگپ.... داشتیم.

منم چند تا عکس واستون گرفتم البته نمیشد همه عکسارو بذارم ولی شبا کنار ساحل منظره قشنگی داره شاید خوشتون بیاد.


Image and video hosting by TinyPic"



Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic



صبح هم که از خواب بلند شدم دیدم حال وحوصله خرید و تدارکات رو ندارم یه نهار مختصری اماده کردم بعد از ظهر بایستی میرفتم واسه تسلیت گفتن به یکی از دوستان . خیلی سریع حلوایی تهیه کردم . تصورم این بود که دوستم تازه از بیمارستان مرخص شده حتما نمیتونه  تو این شرایط حلوا بپزه  که دیدم ای دل غافل همه چیز رو خودش تمام و کمال تهیه کرده  واسه همین حلوای بنده بازاری نداشت.

بقیه اش رو هم که می بینید گذاشتم رو میز که هر وقت از کنارش رد میشیم یکیشو  بجای تنقلات بخوریم . اینجا کم پیش میاد کسی حلوا بپزه . فقط من یه بار اون اوایل که اومده بودم اینجا  بلد نبودم سمنو درست کنم بجاش حلوا درست کردم که کلی هم خندیدیم. چون روغن و شربتش رو زیاد ریختم که شکل سمنو به خودش بگیره. 



Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic