از امروز یه تعطیلی یه هفته ای شروع شد اضافه کاریهای قبل از عید پرداخت نشد بجاش یه هفته استراحت گرفتم. این روزای قبل از جشن Ostern شهر خیلی زیبا تزیین شده . فروشگاهها پر شده از گلهای نرگس و سبزه و شکلاتهای خرگوشی و تخم مرغی. صبح  دختری رو از خواب بیدارش کردم میدونستم اگه هیچی نگم تا لنگ ظهر میخوابه . به بهونه چلوکباب که غذای مورد علاقه اش هست واسه خرید از خونه بیرون رفتیم . طبق معمول قبل از رفتن به درجه هوا نگاهی انداختم مناسب یه پلیور نازک و یه مانتو بود واسه احتیاط کلاه و شال گردن رو هم تو کیفم جا دادم. تا رسیدیم به ایستگاه مترو  درهای قطار بسته شد بایستی چند دقیقه ای منتظر بمونیم دم دستگاه خرید بلیط بودیم که چشمم خورد به یه برچسب تبلیغی که یه نفر آدم خوش قلب انگار واسه من اونجا چسبونده بود . هردومون از خوندنش لبخندی برلبامون نقش بست یادمون رفت که مترو رو ازدست داده ایم . انگار میبایستی این پیغام رو ببینیم. با تردید برچسب رو جدا کردم رو دفتر سررسید م چسبوندمش .  اینم عکسش


Image and video hosting by TinyPic

برای خرید بایستی به یه منطقه جنوبی شهر میرفتیم که مثل یه جزیره میمونه دورتادورش رو رود الب گرفته . باورتون نمیشه تو محله ما تقریبا میشد گفت که هوا بهاریه . این منطقه از شهر واقعا زمستون بود .از گرد برف رو درختها تعجب زده شدیم. به خودمون گفتیم اینم یه پیغام واسه ما. درست به فاصله چند لحظه دوباره  شهر بدون برف !!!!

میخواستم امروز یه سری عکس واستون بگیرم متاسفانه انگشتان دستم اونقدر یخ زده بود که ترجیح دادم خریدمون رو هم از مغازه های داخل پاساژ بکنم .این هفته چند با برنامه دارم که بایستی تو شهر باشم سعی میکنم عکسهای بهاری براتون بگیرم.

میگن ارزشمندترین مکانهایی که تو دنیا میتوان حضور داشت-

درفکر کسی.....

دردعای کسی...و

درقلب کسی است.

امروز در فکر آذرجون بودم که تا رسیدم پیغام دعوت به بازی رو دیدم.(خیلی سریع اول تکلیفم رو انجام دادم)

این یه قسمتش همون انرژی های مثبتی هست که از صبح شروع شده بود.


شما هم در فکر من بودید که براتون عکسام رو گرفتم و گذاشتم.

دردعای من هستید که آرزو میکنم همیشه خندان و بدون نگرانی از آینده باشید.

روز همگی خوش!!