چرند وپرند روز
یکی از حسن های وبلاگ داشتن اینه که میتونی تا دلت میخواد حرف بزنی حتی چرت وپرت بگی بدون اینکه کسی حرفت رو قطع کنه و تو مجبور نیستی همین طور جلزو ولز بزنی که طرف میدون رو ازت گرفته و داره حرف خودش رو میزنه تو هم که اصلا به حرفش گوش نمیدی منتطری یه نفس که خواست بکشه بپری تو حرفش و بقیه داستانت رو تعریف کنی. داری میخندی تا حالا برات پیش نیومده. منکه بارها شده یکی ازم سوالی کرده ولی مهلت نداده که جوابش رو بدم بعدش فهمیدم که اون از اول هم منتظر جواب من نبوده فقط میخواسته سر صحبت رو باز کنه و عقده های کم حرفیش رو جبران کنه. تازه اگه حرفهاش جدید بود که خوب بود بعضی وقتها تکرار مکرراته. مثل ترشی میمونه . این یکی از دلایلی هست که ماخیلی کم به اطلاعاتمون اضافه میشه . دوم اینه که هر کی بیشتر ازمون تعریف کنه بیشتر ازش خوشمون میاد بلاخره کمبود توجه رو باید یه جوری جبران کرد هرکسی که ازمون انتقاد کنه میذاریمش کنار. درصورتیکه میتونستیم خیلی چیزای ارزنده ای رو با تحمل انتقاد شدن گه گاهی بدست بیاریم. یعنی همین عدم تحمل انتقاد باعث شده که تنها هم بمانیم. یکی ازدلایلی که افراد در بزرگسالی مثل بچه ها قهر میکنن همینه. یا دستشون رو شده و دنبال بهانه ای واسه قطع ارتباط میگردند یا احساس خوب منحصر بفرد بودن در ارتباطات روزمره با این شخص بهشون دست نمیده واسه همین با کوچکترین بهونه ای ارتباطشون رو باهاش قطع میکنن. ببین وقتی که کسی نباشه که وسط حرفت بپره از کجا به کجا میرسی. حالا پیدا کنید پرتقال فروش رو. اصلا یادم رفت چی میخواستم بگم....
اینم یه دکوراسیون چرند وپرندی . عمرا اگه بتونید درستش کنید...

اینها از همین شیشه های بیمصرف درست شده. بهترینش همین شیشه های مشروب هست که روزانه دور ریخته میشه.واسه اینکه بهتر ببینید اولی رو یه کم بزرگش میکنم.


پی نوشت. عکس آخری که بزرگش رو نمیتونستید ببینید بجاش یه عکس دیگه گذاشتم.
توی این شهر غریب، گاهی که دلم به اندازه تمام غروبها می گیرد