گاهی وقتا آدم نمیدونه چه عیبهایی داره . از نظر خودش کاملا آدم نرمالی هست ولی از نظر دیگران خیلی از رفتاراش یا ظاهرش غیر طبیعیست. البته دنیا بخاطر متفاوت بودن آدماس که زیباست ولی بعضی وقتا همین آدم متفاوت فکر میکنه دیگران که بیشتر شبیه هم هستند غیر طبیعی اند. یکی از اون ادما خانم لام است . لام رو یکسال ونیمه که میشناسم. ظاهر مرتبی داره البته سعی میکنه که مرتب باشه وبعضی وقتا اونقدر افراط میکنه که غیر طبیعی به نظر میاد. این هفته که باهاش قرار داشتم لحظه اول که دیدمش یه کم تعجب کرد م یه بلوز بنفش که یکور یقه اش روآستینش افتاده بود با یه دامن صورتی و کفش صورتی گلدار . تا اینجاش زیاد عجیب نبود ولی وقتی بهش نگاه میکردی ناخوداگاه یاد درخت کریسمس میفتادی یه گردننبد که چند دور دور گردن پیچیده شده بود بایک گوشواره که ازش اشکهای زیادی به رنگ صورتی آویزون بود وبا هربار حرکت کوچک چنان سروصدایی راه میافتاد که یاد اون درختایی میافتادی که بهشون حلبی آویزون میکنن و با وزش باد سروصدای حلبی ها بلند میشه ا.البته من اون صدارو دوست داشتم . چون یاد بچگیام میانداخت . یاد فیلم باشو غریبه کوچک . یه حس خوبی داشتم ولی وقتی تو داری با یه نفر راه میری و تموم مدت این صدا بین حرفهای دو نفر به گوش میرسه خوب کمی عصبی ات میکنه .
برای اینکه ناراحت نشه گفتم این صدا منو یاد وزش باد در بین برگها میاندازه خودت رو ناراحت نمیکنه. روم نشد بگم مگه مجبوری اونو آویزون کنی. یا اون انگشتر بسیار بزرگ نه یکی بلکه چند تا.
داشتم میگفتم یکی از چیزایی که ما شرقیها بخصوص ایرانیا رو اینجا تو چشم میاره همین آرایش غلیظ ماست که اینجا غیر طبیعی به نظر میادمن دقیقا کسانی رو که می فهمم ایرانی هستند از همین آرایششون تشخیص میدم . حتی میتونم بگم تقریبا چند ساله که پاشون به خارج از کشور رسیده .چون هرچه مدتش کمتر باشه آرایش غلیظ تره.تقریبا میشه گفت بعد از 15 تا 20 سال دیگه به چشم نمیان و طبیعی (قصد توهین ندارم منظورم طبیعی از نظر این محیطه)میشن. این خانمی که میگفتم معیار آدم بودن دیگران و مهم بودنشون رو لباس و مارک لباسشون میدونه . یعنی اگه لباست ساده و بی مارک باشه تو رو از بالا بهت نگاه میکنه یعنی دست کم میگیره. چند بار خواهرانه بهش گفتم همین خانوم دکتری که تو از وضع ولباسش ایراد میگیری یه روز حقوقش ازشش ماه درآمد ما بیشتره مهم اخلاقشه که این همه مریضها میان سراغش. شاید هم من اشتباه میکنم و اون یه طورایی داره از زندگیش لذت میبره که من درک نمیکنم.