من رشته محبت پاره میکنم تا شاید گره خورد و من به تو نزدیکتر شوم!!!!!!!!!

جشن مهرگان مبارک


روز اول مهر یه جورایی دلتنگم . دلتنگم برای اون روزا که با چه شور وشوقی وسایل رفتن به مدرسه رو آماده میکردم و به خودم قول میدادم که از همین اول سال درسارو به روز بخونم که سر امتحانات روهم تلنبار نشه. 

یادش بخیر اون روپوشهای اتوکرده کتابهای نو  دفتر فرنو .مخصوصا که برا تولدم که میشد کادوهام بیشتر نوشت افزار بود. از شوق رفتن مدرسه شب خوابم نمیبرد. از اینکه سرکلاس پیش کی بشینم با کی دوست بشم . آیا شاگرد جدید هم داریم مخصوصا دوسه باری که مدرسمو عوض کردم این هیجانات بیشتر بود. از اون روزا فقط دوتا از دوستان مدرسه ایم رو هنوز باهاشون درتماسم . هیچکدوم از دوستان بعدی به خلوص اون دوستان نبودند. یه جورایی فرق دارند. شاید هم چون قدیمیتر هستند محبوبترند.

jای روزهای خوب که درراهید.!

‌ای جاده‌‌های گم شده در مه‌!

ای روزهای سخت ادامه!

از پشت لحظه‌ها به در آیید!

این روزها که می‌گذرد،هر روز

در انتظار آمدنت هستم!

اما

با من بگو که آیا، من نیز

در روزگار آمدنت هستم؟




یه دردو دل ساده

چند روز پیش حین کار داشتم با یکی از همکاران خانم که البته معاون هم هست صحبت میکردم که وقتی فهمید من به فارسی صحبت میکنم پرسید نکنه ایرانی هستی؟ شستم خبردار شد که سابقه ذهنی بدی از ایرانیها داره پرسیدم چطور مگه ؟ گفت من یه دوست پسر ایرانی داشتم . منم با احتیاط پرسیدم خوب نظرت چیه؟ گقت خیلی دروغ میگفت. کلی شرمنده شدم وبهش گفتم همه ایرانیا اینطور نیستند تو با بدش برخورد کردی. گقت آره میدونم همه مثل هم نمیشن و اله وبله و کلی هم از ما تعریف کرد البته من و یه خانم دیگه که اونجا کار میکنیم و ایرانی هستیم. بعدش که اومدم با خودم گقتم می بینی یه نفر با رفتارش جطور میتونه سابقه ذهنی کسی رو خراب کنه. دوست داشتم از این آقا پسرای هموطن خودم میپرسیدم بابا چرا فکر میکنید که دیگران ببو گلابی هستند و شما ذبل خان؟ دروغ میگی و فکر میکنی بقیه این همه سال که تو داشتی تعلیم کلک و زرنگ بازی میدیدی تو پستو خونه نشسته بودندو داشتند تخمه میشکستند بابا همه مردم به اندازه خودشون زرنگ هستند اگه به روت نمیارن از نجابتشونه نه از خنگی. این برا خودمنهم بارها پیش اومده من وقتی یکی دروغ میگه خیلی صبور هستم گوش میدم و به روش نمیارم ولی گاهی فکر میکنم این کار غلطه اگه همون اول بهش بگم که بابا من فهمیدم که دروغ میگی شاید اونهم دیگه برا کسان دیگه تکرار نکنه . حتما این آقا پسر گل هم مثل بیشتر هموطنانمون از مال و مکنت و تحصیلات نداشته اش تعریف کرده که البته این خانم هم موهاش رو تو آسیاب سفید نکرده که حتما متوجه شده یا شاید هم به بهونه های مختلف خواسته سر این خانم رو کلاه بذاره . که خیلی متاسفم . بعضی وقتا که از مشتریهای شرکت از ایرانیها تعریف میکنند . که البته بیشترشون  تا میفهمن من ایرانی هستم میگن آه دکتر من هم ایرانیه . خیلی محترمه و.... باور کنید اون روزم ساخته میشه و سرحال میام ولی گاهی هم این ایرانیهای تازه بدوران رسیده همه رشته های این هموطنان محترم رو پنبه میکنند. میدونم الان شاید اعتراض کنید که با یه نفر که نمیشه رو همه یه ملت قضاوت کرد ولی باور کنید ما ایرانیها خیلی دروغ میگیم .بیشتر از بقیه ملتها البته کمتر از اقغانیها. نمیدونم هدفمون چیه میخواهیم وجه کسب کنیم که باور کنید وقتی یه دروغمون برملا بشه بقیه راستامون رو هم به حساب دروغ میذارن . اگه حساب دودوتا هم بکنیم در مجموع ضرر میکنیم. بیاییم از همین امروز صاف و ساده باشیم باور کنید نداشتن مال ومنال خفت نمیاره . این دروغ و کلک و حقه بازی هست که سربزیرمون  میکنه و کسی رومون حساب باز نمیکنه. باور کنید من بیشتر اوقات که با یه نفر جدید آشنا میشم از پیش میدونم چه سوژه ای برا خودش درست کرده . اگه سالهاست اینجاست که میگه برای تحصیل اومدم که ماندگار شدم اگه زبانش خوب باشه میگه بیشتر از سی ساله اینجام . اگه بد باشه همین یکسال پیشه که اومده حتی برای این مسئله کوچیک هم دروغ میگن خونه همشون هم که بالای جردن بوده ولی نمیدونم چرا از اون همه مال ومکنت الان خبری نیست و همشون داره حقوق سوسیال میگیرن. 

وقتی که میخوان برن ایران از چند ماه قبلش کلی لباس و غیره میخرن که بگن ما اونجا وضعمون خوبه . شاید بتونن دل دوسه نفر رو حسابی جزغاله کنند. امان از شما که حرفهای اینا رو باور میکنید و کلی اعصابتون خورد میشه که چرا ما تو ایران هستیم و در بدبختی . بابا باور نکنید. نمیگم همه ولی بیشتر اینهایی که ادعا میکنن مهندسن کارگر شرکت هستند . طرف راننده تاکسیه میگه آزانس دارم و تو هموطن عزیزم هم تو ایران کلی اعصابت بهم میریزه که چرا تو از قافله عقبی. چی دارم میگم تو ایران که دیگه بدتر هم شده اونقدر چشم و هم چشمی زیاد شده که والله زبانم قاصره . بهتر هی چی نگم. ببخشید.

وقتی یه روز پرمشغله داری و فکر میکنی به اهدافت نرسیدی و داری درجا میزنی و کلی گله وشکایت از روزگار. یهو یه همچین کلیپی تو رو از همه چیز جدات میکنه . به فکر فرو میبره . خوب که چی ؟ آخرش چی؟ 

شما هم ببینید بد نیست.

http://www.youtube.com/watch?v=46GoOy_7MxY&feature=player_embedded

خیانت

چند وقت پیش یکی از دوستان در وبلاگش درمورد دوستش نوشته بود که همسرش بهش خیانت کرده . منهم نظرم رو مثل سایر دوستان کامنتی نوشتم که در کمال تاسف برای این خانم هموطن  بیاییم کمی هم بیاندیشیم که در جریان خیانت همیشه دوطرف در قضیه شرکت دارند یعنی خانمی که حاضر شده به یه همجنس خودش باتوجه به دانستن تاهل مرد خیانت کنه. به نظر من بدوبیراه گفتن به این طور مردان هوسباز چیزی رو تغییر نمیده و خود ما زنها باید اتحاد داشته باشیم که بهم خیانت نکنیم همانطور که درصد زیادی از مردا هنوز اینطور هستند یعنی اگه بدونند که زنی متاهل هست کمتر حاضر میشوند وارد قضیه شوند. این خانم عزیز نمیدانم چه فکری کرده بود که نوشته من رو تایید نکرد . آیا انتظار داشت منهم مثل بقیه فکر کنم!!!!

دوست مراحم یا مزاحم

یه دوستی دارم که خیلی عاشق خودشه . تا اینجاش زیاد مسئله بغرنجی نیست . مشکل از اونجا شروع میشه که اون غیر از خودش کسی دیگه ای رو هم قبول نداره. بااینکه خودش به ایرادات خودش واقفه ولی هیچ سعیی در تغییرش هم نمیده . گاهی اوقات  از خودش بد میگه . مثلا میگه میدونم خیلی گند دماغم . یا اخلاقم بده... ولی من فکر میکنم اینا رو هم یه جورایی برای خودش کلاس میدونه . یعنی آخر کلاسه. خودش تو فیس بوک برا خودش شعر میگه . برا پسر یکی یکدونش قربون صدقه میره . تا جایی که حال آدم یه جورایی بد میشه. یکی دو بار که بی دلیل تماسش رو قطع کرده منم محلش نذاشتم یعنی اصلن فراموشش کردم تا اینکه باز خودش زنگ زده و به شوخی گفته اومدم منت کشی. من دیگه به این نوسانات خلقیش عادت کردم . از اون آدمایی هست که از دور دل میبره از جلو زهره. من بااینکه رشته ام یه طورایی روانشناسی بوده یعنی واحدهای روانشناسی رو گذروندم و تقریبا با کمتر کسی مشکل جدی پیدا میکنم از شناخت این آدم واقعا عاجز شدم. همه این خصوصیات با توجه به تجربیات من در سنین نوجوانی تا میانسالی یه جورایی قابل هضمه ولی بعد از ۴۵ سالگی خیلی تو ذوق میزنه. الان هم یه جورایی به من گیرداده که چرا اینقدر تو مرموز شدی .توفیس بوکت عکس نمیذاری . پین واندنت رو بستی و ...

گاهی به خودم میگم باید یه جورایی دوستات رو تصفیه کنی یعنی اینایی که میرن رو اعصاب آدم  رو کنار بذاری تا  آرامشت به هم نخوره . ولی امان از بی کسی.   به قول یه بنده خدایی که میگه امان از بیکسی که به گربه میگه خانم باجی!!!!!!!.

SPANISH Teacher was explaining to her class that in Spanish, unlike English, nouns are designated as either masculine or feminine.
آموزگار اسپانیایی داشت به شاگرداش توضیح میداد که اسامی در زبان اسپانیایی برخلاف انگلیسی مذکر و مونث هستند
'House' for instance, is feminine: 'la casa..'
'Pencil,' however, is masculine: 'el lapiz.'
برای مثال اسب مونث هستش و مداد مذکر
A student asked, 'What gender is 'computer'?'
یک دانش آموز پرسید "جنسیت کامپیوتر چیه"
Instead of giving the answer, the teacher split the class into two groups, male and female, and asked them to decide for themselves whether computer' should be a masculine or a feminine noun.
معلم بجای جواب دادن کلاس را به دو دسته تقسیم کرد: آقایان و خانمها و از آنها خواست خودشان تصمیم بگیرند که آیا کامپیوتر مذکر است یا مونث.
Each group was asked to give four reasons for its recommendation.
از هر گروه خواسته شد 4 دلیل برای توصیه شان بیاورند
The men's group decided that 'computer' should definitely be of the feminine gender ('la computadora'), because:
گروه آقایان به این نتیجه رسیدند که جنسیت کامپیوتر قطعا باید مونث باشه چون:
1 No one but their creator understands their internal logic;
1- هیچ کس غیر از سازندگانشان از منطق داخلیشان سر در نمی آورد
2. The native language they use to communicate with other computers is incomprehensible to everyone else;
2-زبان فطریشان برای هیچ کس غیر از خودشان قابل درک نیست
3. Even the smallest mistakes are stored in long term memory for possible later retrieval; and
3-حتی کوچکترین اشتباه در حافظه طولانی مدتشان باقی می ماند تا زمانی آن را به یاد بیاورند (به رخ بکشند)؛ و
4. As soon as you make a commitment to one, you find yourself spending half your paycheck on accessories for it.
4-به محض اینکه به یکی از اونها تعهدی پیدا کردی، میفهمی که نصف حقوقت رو باید خرج لوازم جانبیش کنی.

(THIS GETS BETTER!)
The women's group, however, concluded that computers should be Masculine ('el computador'), because:
اما گروه خانمها به این باور رسیدند که کامپیوتر باید مذکر باشد چون:
1. In order to do anything with them, you have to turn them on;
1-اگه بخواهی بهشون بگی کاری رو انجام بدن، اول باید روشنشون کنی
2.. They have a lot of data but still can't think for themselves;
2-اونها اطلاعات زیادی دارند اما هنوز خودشون نمی تونن فکر کنن
3. They are supposed to help you solve problems, but half the time they ARE the problem; and
3-از اونها انتظار حل مشکلات می ره، اما نصف اوقات خودشون مشکلن؛ و
4. As soon as you commit to one, you realize that if you had waited a little longer, you could have gotten a better model.
4-به محض اینکه نسبت به یکیشون تعهدی پیدا می کنی، می فهمی اگه یکمی دیگه صبر کرده بودی، یک مدل بهتری میتونستی داشته باشی

کارهای تکراری ما نشانه شخصیت ماست .
( ارسطو )

دوستان من برگشتم . مدتی میهمان عزیزی داشتم . فرصتی بود برای دوباره دیدن شهرمون و البته کشف جاهای دیدنی جدید.

گاهی آدما فکر میکنند خیلی فرصت دارند که خوش بگذرونند و عجله ای ندارند و همینطور سالهای عمرشون رو به امید اینکه وقتش که بشه میگذرونند و یهو متوجه میشن سالهاست که همون شهر خودشون رو هم درست نمیشناسن.